سياست، با خام كردن میپزد.
ستيزِ انگشتان در مُشت باخت.
شب و روز همديگر را تاخت میزنند.
فانی ِظهرِ عاقبت، لافِ غروب میزند!
خيالِ لحظههای تو، بی تو هم باتوست.