گل، زشتی نميداند.
از باختها بُردِ بيشتری بُرد. خشمِ چشم، جهان را شقّه میبيند.
رنود، از جلدِ دوم، وارد زندگی میشوند.
جمعِ جدّی جهل، عقلِ فرد را گيج میكند.