زندگی، باجِ زندگی است.
آينهی شکسته وحدتِ وجود را خُرد میکند؟
تاکسی، رانندهاش را به كدام مقصد نمیرساند؟
انگار، شكستگیی شاخ غولها ترميم پذير است.
دايناسورها قرارشان را با طبيعت نيمه رها کردند.