شب، عقدهی خودكمنبينی ندارد.
گاه، مکافاتِ عمل در عمل است.
تلوزيون، آکواريومِ انساننمايی است.
خشکيده گل، نشان ِآن که بوی خوشی بودهست.
حتی فكرِ بارشِ رؤيا، سيل بندِ دغدغه را غرق میكند.