پيپ، فلهای سيگار میكشد.
تاريخ، حمامِ نامردانه است!
چای، پشتِ سرِ خستگی، غيبت دم میكند.
شكمِ تَوَرّم، انباشته از غلطهای زيادی است.
وقتي فکرِ دارا نتواند دارا کند؛ فکرِ فقير چه، میکند؟