ورّاجان، شكنجهگران ِكلاماند. آفتاب، سايهی سايه را با تيرِ نور میزند. خيالِ تشنه، در رودِ رگِ پروانه غرق شد.
زندگی تمام میشود اگر، خيال واقعی شود.
با دوپينگ به پای سکویِ هنر رسيدی، بالا نرو!... رفتی، رفتی...!