شب ديوانه، روزِ عقل را بلعيد!
قفس در آب، مرغ میسازد از ماهي. قولِ غزلی دادم؛ نگاه كن قوسِ قزح را!
ستايش میكنم دستهايي را كه ستايش میكنند دستهايی را كه...
غم پائير بربرف زمستان نشست و با گريهی بهار شد بخار تابستان و باز با غم...