اگر، اگر اصالت داشت، شايد، اصيل بود.
در قلبِ بهار، بايد طبيعت را به گردش برد.
آب و آفتاب و آينه، نسبتِ ناروشنی با هم ندارند.
باخدا، به نقدِ ناخدا محتاج است؛ و خدا به هيچكدام.
مُقّدَر است نيشزدن پشه، پشهکش سازیی آدمی و از رو نرفتنِ خونخواري.