آفتابِ پشتِ آينه از دو سو كور است.
جنگل سفر میكرد اگر درختانش پای او بودند.
عدهای پُز آنچه ممكن است در آينده بشوند میدهند.
بعضی گذرگاهاند، بعضی توقفگاه؛ من در عبور تو پيادهام.
پرنده در عبور از بالای ورزشگاه: اُوو... وَه... چقدر ناپرنده!