درباره حسين پاکدل  
 
 
متفرقه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
جمعه 8 آبان 1383
موضوع:
● مصاحبه با مجله صنعت سينما

متن مصاحبه " حسين پاکدل " با مجله صنعت سينما، شماره ويژه " دوئل "

سوال: ستاد اکران يک مفهوم جديد در سينماي ايران است و آنطور که آقاي درويش گفتند، شما در دفتر تماشا به عنوان رئيس ستاد اکران فيلم دوئل فعاليت مي کنيد، اين را در آغاز براي ما کمي باز کنيد.

جواب: بنام خدا، ما البته خيلي به دنبال دادن تعريف جديد از مفاهيم نيستيم. ضمن آنکه عناوين، في نفسه اهميت ندارند، شما هر اسمي دلتان خواست مي توانيد روي کاري که ما مي کنيم بگذاريد. آقاي درويش به حقير لطف دارند و ملاحظه نفس بنده را مي کنند. اين عمل به اشکال گوناگون و در سطوح مختلف براي اموري متفاوت انجام گرفته، حتي در حوزه سينما هم در ابعادي کوچکتر تجربه شده، ولي به هر صورت، حجم کاري که براي اکران ملي و بين المللي دوئل در حال انجام است، غير قابل مقايسه با برنامه هاي معمول اکران يک فيلم عادي است. حقيقتاً کارتا حدي در اندازه قامت بلند خود دوئل است، بالطبع، وقتي به شکل تشکيلاتي و فراگير با اين پديده برخورد مي شود، ضرورت تشکيل يک سازمان ويژه عرضه ي درست، اجتناب ناپذير است. لذا بر مبناي يک روش نوين آزموده شده، تقسيم مسئوليت صورت مي گيرد و هر کس حيطه وظائف تعريف شده اي را به عهده مي گيرد. البته با يک برنامه ريزي اصولي و علمي. بالاخره قرار است در يک مقطع زماني کوتاه يک حرکت هماهنگ و تأثير گذار در سطح کلان صورت گيرد و به نتيجه مطلوبِ پيش بيني شده نيز برسد، به اين فرايند اصطلاحاً عمليات ستادي مي گويند و خوب يک نفر بايد اين سازمان موقت را تشکيل داده و مديريت کند. در اين مقطع قرعه فال را به نام من ديوانه درويش زدند.

سوال: از چه زماني به پروژه دوئل پيوستيد و پس از مديريت هاي هنري فراوان، اين بار چه احساسي داشتيد ؟

جواب: البته اين نظر لطف شماست. طبيعتاً احساس خوبي است که ماندم. در مرحله ي آماده سازي فيلم و پيش از سفر آقاي درويش به پاريس و بلژيک براي صدا گذاري فيلم، ايشان يکي دو بار با بنده به شکل کلي صحبت کردند. آنوقت ابداً تصور روشني از خواست ايشان نداشتم، ضمن آنکه خودم هم به شدت درگير تئاتر و تلوزيون بودم و چند سفر کاري در پيش داشتم، راستش پيشنهاد آقاي درويش برايم خيلي مجذوب کننده نبود، البته به عنوان يک دوست ديرينه و صميمي ايشان، پيگير و علاقمند به کارهايشان بودم، ولي در آن مقطع ابداً روي پيشنهادشان به طور جدي فکر نکردم. تا اينکه شبي از بنده دعوت کردند به استوديو بهمن بروم و چند پرده از فيلم را ببينم. فقط دو سه پرده را ديديم و متوجه شدم با يک کار سترگ مواجهم. با توجه به سکوت خبري که بر مراحل توليد اين اثر به عمد حاکم بود، يک دفعه مواجه شدن با اين اتفاق باور نکردني، حقيقتاً شوکه ام کرد. با اين حال هنوز نمي فهميدم آقاي درويش از من چه انتظاري دارد. ايشان فرمودند الان نمي خواهم کاري بکني، بگذار من به سفر بروم و کارصداي فيلم را تمام کنم و وقتي آماده شد در جشنواره ببين بعد مفصل با هم صحبت مي کنيم. بعد از آن، من درگير رحلت پدرم شدم و بعد هم يک مأموريت کاري داشتم به پاريس و نتيجتاً در ايام جشنواره فجر ايران نبودم که فيلم را کامل ببينم، فقط اخبار موفقيت بي نظير فيلم را مي شنيدم. در اوايل اسفند سال قبل با من تماس گرفتند که بيا، رفتم و پيش از هر سخني قرار شد فيلم را در سينما ببينم و ديدم و انصافاً فوق توقع و انتظارم بود. خلاصه يک دفعه چشم باز کردم ديدم وسط معرکه ام. آقاي درويش صادقانه فرمودند تا اينجا هر چه توانستيم کرديم حالا اين تو و اين دوئل، فکر کن خودت ساخته اي و مال توست و ما همه در بست در اختيار توايم.
مدتي گيج بودم، دلم نمي خواست با ندانم کاري و ناشيگري، لطمه به يک کار بزرگ بزنم، وجود آقاي درويش، ايمان و اعتقاد و پايداري محکم و زلالي درونش، هميشه مايه خير و برکت است، در آن وقت به من انرژي مي داد. دست به کار شدم و با کمک آقاي عليقلي زاده، تهيه کننده خبره سينما و خود جناب درويش يک برنامه مدون اکران نوشتيم، با جزئيات دقيق، تکليف هر چيز را روشن کرديم و برآورد ريالي آن را هم محاسبه کرديم. با توجه به تازه بودن اين نحو برنامه ريزي اکران، بالطبع مقداري آزمون و خطا نيز داشتيم، که در عمل سعي شد به حداقل برسد. اما احساسم تا مدتي به من مي گفت، تو تجربه اين کار را نداري و اين کار کار تونيست، ولي کيست که در مقابل قله پرعظمت اراده و آتشفشان انرژي دروني درويش جرأت نگراني و ترس و نااميدي داشته باشد. همگي با هم سرمان را به خدا سپرديم و گفتيم يا علي. سعي کردم اگر آبرو و اعتبار و تجربه اي دارم، در کنار سابقه و توان تهيه کننده و کارگردان دوئل، در موسسه فرهنگ تماشا به کار گيرم و تجربه اي موفق را باعث شوم. اينطور وارد ماجرا شدم و اکنون خوشحالم که بسيار چيزها آموختم که در هيچ مکتب و کلاسي، آموزش نمي دهند . کل حرکت، يک حرکت جمعي و تشکيلاتي بود و من هم جزئي از کل. بايد باور کرد ايجاد تحول در پديده ها و انجام کارهاي بزرگ هرگز با اتفاق شکل نمي گيرد.

سوال: خوب تعريف مجمل و خوبي از ستاد اکران و نحوه ورودتان داديد، حالا بفرمائيد بعد از آن چه فکر کرديد و اصلاً تصورتان از مديريت عرضه يک محصول سينمائي مثل دوئل چه بود ؟

جواب: کار سخت شد! راستش، اعتقاد دارم، خلق يک اثر هنري يک چيز است و عرضه و به قولي انتشار آن در افکار عمومي يک چيز ديگر. الان ديگر با روند توسعه پر شتابي که جهان رسانه ها دارد، موضوع معرفي يک فيلم، تابع عوامل متعدد و نويني است. کاري که در کشورهاي صاحب اين صنعت به خوبي، با بکار گيري شرکت هاي متخصصِ اين کار انجام مي دهند. حتي بعضاً پيش از شروع فيلمبرداري کارشان را آغاز مي کنند. و اين البته شامل همه چيز است. حالا با ويژگي هائي که کشور ما دارد ممکن است آن نسخه ها، اينجا اصلاً جواب ندهد و يا اثر معکوس بگذارد. ما در اين مقطع تاريخي با پديده اي فوق استثنائي به نام دوئل مواجهيم، با ويژگي هاي بي شمار، برخورد با آن تابع دقت و توجه در همه سطوح است. از اطلاع رساني گرفته تا انجام گفتگو ها و نحوه ي تبليغ و پرهيز از ندانم کاري هاي رايج و عادت شده. ضمن اينکه اين نکته را هم عرض کنم، اکران هر فيلمي يک مرتبه بيشتر اتفاق نمي افتد. اگر با شکست مواجه شد، هيچ گونه امکاني براي جبران وجود ندارد، بنابراين لازم است روي تمام جزئيات آن دقت شود. برايتان مثال مي زنم، شما بهتر از من مي دانيد تا به حال چه تعداد از فيلم ها به خاطر سطح نازل اظهار نظر هاي ناپخته و نسنجيده يکي يا چند نفر از عوامل يک فيلم، يا اشتباه در محاسبه و برنامه ريزي غلط تبليغات و يا ندانم کاري پخش کننده، لطمه خورد و با شکست تجاري مواجه شده است. در هاليوود که مي بينيد، به خوبي فيلمهايشان را يکي پس از ديگري در سطح بين المللي عرضه مي کنند، براي تمام جزئيات، در تمام مراحل برنامه ريزي مي کنند، براي هر بخش متخصصي کار آزموده خط و جهت مي دهد، هر کس هر طور دلش خواست نمي تواند و اساساً حق ندارد عمل کند. تمام اين ها از پيش معين است و حتي در قرار دادها قيد مي شود و اگر تخلفي صورت گرفت جرائم سنگيني از متخلف دريافت مي شود، حالا آن شخص هر کس و در هر رده اي مي خواهد باشد. يک هنرمند ممکن است خوب بازي کند و يا عمل نمايد ولي معلوم نيست بتواند به موقع و درست و در اندازه لازم از اثر دفاع کند و يا در خدمت تبليغ فيلم باشد. اين تنها در ايران مرسوم است که گاه يک عامل از عوامل بي شمار يک فيلم در وقت اظهار نظر، در خصوص کليت کار حرف مي زند و تازه بسته به ميزان دانشش گاه جاي نويسند و کارگردان و تهيه کننده و ديگران هم مي نشيند و بد يا خوب اظهاراتي مي کند که نا خود آگاه ممکن است منجر به عدم موفقيت عرضه اثر شود. اين ها همه مديريت و مراقبت لازم دارد، اينکه هنرمند دخيل در کار چگونه رفتار کند، چه وقت بگويد، چه بگويد، با چه لحني بگويد، با که بگويد، کجا حضور يابد، چطور از خودش مراقبت کند و هزاران مورد ديگر که مستلزم مديريت و کارگرداني وجود است. روزي بالاخره خانواده سينماي حرفه اي ما بايد به آن ها توجه کند و به کار گيرد. جداي از اين ها دنيائي از خلاقيت ها هست که درست و به موقع بايد به کار آيد، تا موجي فراگير ايجاد شود و يک اثر سينمائي بدرخشد. دوئل از آن نوع فيلم هائي است که اگر مراقبت نشود به راحتي لطمه مي خورد و از طرفي آنقدر رفيع و محکم است که با آسودگي مي توان از جميع جهات به آن تکيه کرد. سعي ما بر اين بود، روي تمامي بخش ها، با اشراف کامل و با ايجاد يک انسجام هماهنگ، با دقت و وسواس برنامه ريزي شود. در اين برنامه ريزي، تقسيم مسئوليت شد و هر کس مستقلاً ولي با نظارت دقيق، کارش را به عهده گرفت. نظارت عاليه و هوشمندانه تهيه کننده اثر، مرحله به مرحله راه را هموار مي کرد.
مثلاً، براي اکران داخلي، در تهران وشهرستان ها، برنامه ريزي شد. ستادهاي محلي تشکيل شد، براي آن ها شرح وظائف مدون تعريف شد.
براي اکران خارجي، معتبر ترين کارشناسان اين فن به کار گرفته شدند، سفرهاي اوليه براي بررسي شرايط انجام شد، قراردادها بسته شد، مواد تبليغي ويژه طراحي و آماده شد.
براي فعاليت هاي انتشاراتي، با برنامه ريزي قبلي، تمام مواد با طراحي حرفه اي و مناسب و به موقع، به چاپ رسيد.
براي تبليغات راديو، تلوزيوني فکر شد، و از مدت ها قبل مواد مناسب ساخته شد، بار ها و بارها، در آن ها تجديد نظر صورت گرفت تا به شکل نهائي و مطلوب دست يافت.
محصولات جنبي فيلم، از قبيل، تقويم، پوسترها، بروشورها، کتاب فيلمنامه، کتاب نفيس عکس، عکس هاي ويترين، سي دي موسيقي فيلم، کارت پستال و ...با پرهيز از ريخت و پاش با طراحي شکيل، و به موقع توليد شد.
گروه خبري و اطلاع رساني و رتباط با خبرگزاري ها و مطبوعات، تشکيل شد.
برنامه هاي مختلف افتتاحيه و پرسش و پاسخ در داخل و خارج، برنامه ريزي شد.
برنامه حضور جشنواره اي و فروش جهاني فيلم مدون شد.
بخش پيش فروش بليط فيلم با به کار گيري نيرو هاي زبده، فعال شد.
و کارهاي ديگري که از حوصله اين گفتگو خارج است انجام پذيرفت تا فيلم دوئل با اکراني فراگير و ملي به هدف نهائي خود که جلب مخاطب انبوه است دست پيدا کند. تمام اين فعاليت ها با نهايت دقت و حوصله انجام پذيرفت و سعي شد، با کمترين هزينه، بيشترين نتايج گرفته شود. اميد وارم روزي کساني اين روند توليد و عرضه داخلي و خارجي دوئل را مورد نقد و برسي قرار دهند و به شکلي مدون عرضه کنند، تا معلوم شود، چه برکات و دستاوردهائي براي فرهنگ و هنر کشور داشته است. خسته تان کردم!

سوال: خواهش مي کنم. دو سوال ديگر دارم. نظرتان به طور خلاصه در باره برنامه ريزي و توليد پروژه دوئل چيست ؟

جواب: به نظرم، يک مديريت کارآمد و حرفه اي، با مديريت منابع درست و ايجاد ارتباط منطقي با به کارگيري بهترين هاي موجود در بدنه سينماي ملي در هر رشته، هنرمندانه و مدبرانه، کاري کارستان کرد و نشان داد چه ظرفيت عظيمي در سينما، تا کنون پنهان بوده و افق کيفي يک فيلم تا چه پايه مي تواند به استاندارد ها و بازارهاي جهاني نزديک شود. کافي است ؟

سوال: ممنون! حالا نظر شخصي خود را در مورد فيلم دوئل بگوئيد.

جواب: اين را بايد اهل خبره بگويند ولي چون مي فرمائيد، چشم! دوئل آبرو و تشخّص تماميت سينماي ملي ايران، و باعث افتخار هر ايراني است. من با غرور و سربلندي مي گويم، اين فيلم را دوست دارم، بيش از بيست بار ديده ام و هنوز هم با ديدن آن دچار هيجان مي شوم و روزنه هاي تازه اي برويم باز مي شود. دوئل به تمام معني، يک فيلم کلاسيک قصه گوست، فکر کنم بس است. بگذاريد در مورد ويژگيهاي دوئل ديگران بگويند. ماده خورشيد، مداح خود است.