درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
شنبه 20 تیر 1383
موضوع: نقد و نظر
● مرد بعلا وه يا منهاي زن

نگاهي به نمايش " ماده 1133 "
کاري از گروه بامداد
نويسنده و کارگردان : سعيد شاپوري


روزبه ، روزنامه نگار متوسط ، آماده رفتن از خانه به سر کار است ، پرستو به عنوان دوست صميمي هديه ، همسر روزبه ، بر او وارد مي شود ، با ادعاي اينکه از شهرستان آمده براي ديدن خواهر پرستارش و چون خواهر خانه نبوده قصد کرده سري به دوست قديمي اش هديه بزند . روزبه عنوان مي کند ، هديه چهار ماه است ، خانه و زندگي را رها کرده و تقاضاي طلاق داده . پرستو با ايجاد بهانه هاي گوناگون، به قصد دو ساعت استراحت، در خانه روزبه مي ماند . وقتي شب روزبه باز مي گردد ،

، پرستو را مقيم خانه مي بيند ، در هيبت هديه ، با لباس او و با دستپخت او . پرستو به مرور خود را به زندگي روزبه وصل يا تحميل مي کند ، کم کم مي فهميم ، پرستو با واسطه اجير شده هديه است . گروهي هستند ، که در ازاي گرفتن پول ، فضاسازي کرده و با حيثيت و آ بروي ديگران بازي مي کنند و حق العمل خود را از طريق درصدي از سهم مهريه زن مي گيرند. وقتي مرد به فساد اخلاق متهم شود . دادگاه بر اساس دادخواست تامين مهريه و نحوي وصول آن با اتکا به مدارک و نظر شهود از کل دارايي مرد ، حق مهريه زن را تمام و کمال مي دهد و هديه نيز، براي نيل به مقصود ، اين راه را برگزيده است . چون قرار است پرستو زمينه اي مناسب فراهم کند، تا نيمه شب ، هديه با دوربين عکاسي به خانه آمده و روزبه را در کنار پرستو غافلگير کند. اما در جريان همنشيني و برخورد پرستو و روزبه ، پرستو متوجه عمق سادگي و عشق و علاقه روزبه ، به هديه مي شود و اينکه اساسا او قصد طلاق دادن همسرش را ندارد . صداقت بي شائبه روزبه ، باعث مي شود ، پرستو ماموريتش را به طور کامل انجام ندهد ، لذا کل ماجرا و نقشه را براي روزبه باز مي کند و در شبي که در تاريکي هديه ، با چراغ قوه مي آيد، روزبه را آماده و نشسته ، منتظر خود مي بيند . روزبه کليد خانه و آنچه دارد را به هديه مي دهد و خانه را به همراه پرستو ترک مي کند . هديه مي ماند ، درخورد با خود و خواستي که تماماً برآورده شده است .
آنچه اين داستان را ويژگي بخشيده ، حضور سه روزبه در آن واحد ، به روي صحنه است ، به نشانه تمايلات دروني ، نفس اماره و نفس لوامه مرد، يا از کثرت به وحدت رسيدن خواهش ها و تمنيّات او در قالب يک شخصيت و وجدان بازدارنده او در قالب شخصيتي ديگر. اين سه گانگي تنها براي ما به عنوان تماشاگر تعريف مي شود، يک قاعده مطلوب نمايشي ، اين حالت براي پرستو وجود ندارد ، تنها تصور مي کند ، روزبه ، حالتي دارد که با خود مدام حرف مي زند ، يا افکارش را با صداي بلند مرور مي کند . روزبه در جمله اي از نمايش ، به عنوان "مانيفست" نويسنده مي گويد ، دو دسته با قانون سرو کار دارند ، ظالمان و مظلومان ، دسته اول از آن رو که به دنبال پيدا کردن سوراخ و مفّري براي فرار از محدوديت هاي قانوني ، دنبال آنند ، و دسته دوم به خاطر گرفتن حق خويش از دسته اول ، سراغ قانون مي روند .
از آنجا که قوانين جاري کشور ما به خصوص در مورد طلاق با فقه و اصول مذهب عجين شده و شرع انور جايگاه ويژه اي در زندگي اجتماعي مردم دارد . بعضي از افراد سود جو، اگر امکان يابند ، محدوده صرف قانوني را ، با صحنه سازي ، ريا کاري و ظاهر سازي به نفع خود تفسير کرده و پيرايه هايي بر آنها و طرف خود، مي بندند تا زمينه بهره برداري گسترده تري را برايشان فراهم سازد.
سال قبل ، وقتي براي اولين بار، اين متن سعيد شاپوري را خواندم ، به خلاقيت او در خلق و جان بخشي وجوه دروني يک شخصيت انساني واحد ، بر صحنه در قالب روزبه، روزبه ديگر و آن روزبه ، آفرين گفتم ، چرا که اين يعني نزديک شدن به ذات تئاتر به معني اومانيستي ترين هنر. با سعيد شاپوري چند بار صحبت کردم و نگران که چه کسي مي خواهد آن را بر صحنه زنده کند. که گفت خودم !
تمرين کرد و حاصل را ديديم ، بي اشکال نبود ، مشروط شد به گپ و گفت و کمک و راهنمائي در جلسه اي . تا آنکه اجراي جشنواره را سپري کرد و بعد با تغييراتي به اجراي عمومي رساند. من اجراي پنجشنبه شب او را ديدم ، در سالن سايه . به نظرم نکاتي در مورد اين اجرا مي رسد که عرض مي کنم.
1- ايده اصلي و اوليه ، کماکان بر شيوه اجرا پيشي دارد . چرا که ايده ، نويد اثري کاملاً نمايشي مي دهد اما اجرا از آن بي بهره است.
2- اين اثر به نسبت کارهاي قبلي سعيد شاپوري قوي تر است ، چون با همه کاستي ها ، خود را به تئاتر نزديک تر کرده است.
3- سوال ها و ابهامهائي که در اين نمايش سعيد شاپوري به عنوان يک تئاتري متعهد، به شکلي هوشمندانه، پيرامون قوانين جاري و ساري مطرح مي کند و روي آنها انگشت مي گذارد ، قابل توجه است و جايگاه اثر بخش تئاتر را در تغيير نگرش و رفتار، به ويژه ، نقد قانون ، مشخص مي کند و تئاتر را به زندگي بومي نزديک تر مي سازد.
4- کارگردان به پيش فرض قراردادي خود با تماشاگر تا پايان وفادار نمي ماند. به طور مثال در آغاز نمايش به ما مي قبولاند ، سه بازيگر موجود در صحنه در نقش روزبه ، يک روزبه اند ، در سه حالت او يعني تعادل و افراط و تفريط ، اما در ادامه به جاي بهره برداري نمايشي از اين ويژگي و خلق لحظه هاي جذاب ، پيش فرض خود را زير پا گذارده و تنها روزبه معتدل در صحنه حضور مي يابد . اگر نظر کارگردان به نوعي القاء ، از کثرت و پريشاني به وحدت و آرامش رساندن او باشد، بازهم موفق نيست ، چرا که اين حس ابداً منتقل نمي شود ، بلکه تصور مي شود ، سختي کار مانع شده، از اين مهم چشم بپوشند . اي کاش تا پايان از اين امکان زيبا استفاده مي کرد.
5- اجراي جشنواره اين اثر چند حُسن داشت، از جمله خلاصه گوئي و موجز نمائي ، اما در اين اجرا افزودن بخشهائي به متن باعث مطول شدن بي دليل نمايش شده و اثر بخشي آنرا کاهش داده است . به طور مثال ، صحنه گفتگوي پرستو وروزبه ، روي فرش، نزديک تماشاگران و درد دل کردن پرستو و نقب زدن به خاطرات گذشته و مقايسه شعارگونه روزبه به شوهر مرحومش . اين اضافات بي مورد ، اثر را از يک کار کلاسيک به يک ملودرام خانوادگي تبديل کرده است .
6- تکليف کارگردان با شخصيت محوري روشن نيست، . اگر روزبه محور است پس دليلي ندارد پرستو با حضوري بي جا و گاه پر رنگ او را همپوشاني کند.
7- بي استدلالي هديه براي توجيه طلاق خود مسئله است . چون نشانه هائي از خون آشامي روزبه از زاويه ديد هديه نمي بينيم ، اين مشگل ، اثر را يک طرفه کرده است و بي جهت روزبه را مظلوم مطلق مي کند . بايد توجه داشت هديه براي به زانو درآوردن روزبه و کسب رضايت او براي طلاق و دادن مهريه ، به چه کار ناجوانمردانه اي دست مي زند. به طور قطع با يد دليل عقلي داشته باشد، تا قدري هم از حس ضد زن نمايش بکاهد.
8- اما شخصيت پرستو . ابداً يکدست و باور پذير نيست و حتي تکليف او روشن نيست . او منطقاً کسي بايد باشد که با بي رحمي تمام در ازاء دريافت پول به راحتي وارد حريم زندگي مردان آبرومند مي شود وبا اغوا کردن آنان موقعيت انفعال مناسب را براي به دام انداختن و دادن امتياز از طرف آنان فراهم مي کند . با تعريفي که نمايش از او مي دهد ، ابداً اين پرستو نمي تواند دست به چنين کاري بزند و از همان اول داد مي زند کار به سرانجام نرسيده و خودش نيز گرفتار عشق روزبه مي شود .

در نمايش " ماده 1133 " ( مي توانست اسم بهتري داشته باشد) که هر شب ساعت 45/19 در سالن سايه بر صحنه است، هنرمندان زير بازي دارند.
امير زکي پور- رضا صمد پور- مهرداد نظري- سپيده پارسائي - و شبنم مقدمي .