نور ميآيد. مرد 1 و مرد 2 در صحنه حضور دارند، مرد 1 سرگرم تعريفكردن ماجرائي غمانگيز و متأثركننده براي مرد 2 بهزبان پانتوميم است. مرد 2 متأثر از ماجرا بغض كرده ميگريد. مرد 1 از اينكه توانسته با تعريف اين ماجرا مرد 2 را تحت تأثير قرار دهد، خشنود است، لذا با حرارت و شور بيشتري به تعريفكردن ادامه ميدهد. اشك مرد 2 جاري ميشود. سيل اشك مرد 2 باعث ميشود سطح آب در صحنه بالا بيايد. مرد 1 متوجه خطر ميشود، سعي دارد مرد 2 را آرام كند تا نگريد، موفق نميشود. سعي ميكند با تعريف ماجرائي شاد و شيرين مانع گريه او شود، بيتأثير است. هرچه تلاش ميكند نميتواند مانع گرية سيلآساي مرد 2 شود، سطح سيل اشك همراه با افكت آب در صحنه بالا و بالاتر ميآيد. مرد 2 به توصية مرد 1 به بالاي يك بلندي فرضي ميرود. بلندي فقط يك نفر را جاي ميدهد، مرد 2 همچنان بياعتنا به مرد 1 ميگريد. مرد 1 در سيل اشك دستوپا ميزند و نهايتاً در اين سيل فرضي غرق ميشود. مرد 2 براي غرق شدن مرد 1 گريهاش شديدتر ميشود.
عاقبت گريه مرد 2 تمام ميشود. نفس راحتي كشيده صحنه را ترك ميكند.
نور ميرود





