نور ميآيد، مرد 1 در هيبت استاد پانتوميم و مرد 2 در كسوت شاگرد جوان در صحنه حضور دارند. مرد 1 فني از فنون پانتوميم را به شاگرد ميآموزد، مرد 2 بهخوبي، حتي بهتر از استاد انجام ميدهد. دوباره تكرار ميشود. اينبار باز مرد 2 بهتر انجام ميدهد. مرد 1 لحظهاي فكر ميكند، بعد همان فن را با حركتي غلط به مرد 2 ميآموزد، مرد2 با صداقت تمام همان حركت را همراه با غلط انجام ميدهد.
مرد 1 راضي ميشود. مرد 3 وارد صحنه شده هر دو را براي شركت در مسابقه دعوت ميكند. هر سه نفر به سمت ديگر صحنه ميآيند، چند نفر بهعنوان داور پشتميزي نشستهاند، رقابت با اشاره يكي از آنها آغاز ميشود، اول مرد 1 حركت را بهشكل درست انجام ميدهد. بعد مرد 2 حركت را بهشكل غلط با صداقت و تبحر، همانطور كه مرد 1 خواسته بود انجام ميدهد. داوران شور ميكنند، جايزه را توسط مرد 3 به مرد 2 ميدهند، مرد 1 دمق و ناراحت بهگوشهاي ميرود. مرد 2 جايزه را با هيجان گرفته ميبوسد و نزد مرد 1 ميآيد و جايزه را با احترام به او تقديم ميكند، مرد 1 جايزه را مينگرد، پس از لحظهاي درنگ دست در گردن مرد 2 صحنه را ترك ميكنند.
نور ميرود





