درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● چتر و باد

نور مي‌آيد، صداي زوزة باد و طوفان صحنه را پُرمي‌كند، مرد 1 چتر به‌دست وارد صحنه مي‌شود. با پانتوميم القا مي‌كند باد سختي مي‌وزد، رعد و برق ‌زده مي‌شود و باراني سيل‌آسا مي‌بارد، مرد 1 تلاش دارد عرض صحنه را طي ‌كند.
براي همين مجبوراست با باد و باران مقابله كند، هر لحظه ممكن است چترش توسط باد ربوده شود. با زحمت به وسط صحنه مي‌رسد مرد 2 از طرف مقابل وارد صحنه مي‌شود، آرام و متين، گوئي براي او نه بادي در جريان است، نه باراني، مرد 2 حالت مرد 1 را مي‌بيند، توقف كرده به مرد 1 كه با چتر هم‌چنان در تقلاي مقابله و مبارزه باد و باران است مي‌نگرد. مرد 1 متوجه مرد 2 مي‌شود كه آرام و بي‌مشكل ايستاده است. مرد 1 براي جلوگيري از سقوط و زمين خوردن دست بر شانه مرد 2 مي‌گذارد و در يك لحظه چترش را به مرد 2 مي‌سپارد. به‌محض انتقال چتر از مرد 1 به مرد 2 حالت‌هاي آنها با هم عوض مي‌شود، از اين لحظه مرد 1 آرام است و مرد 2 دچار التهاب و درگيري با باد و باران مي‌شود. مرد 1 آرام صحنه را ترك مي‌كند، مرد 2 درگير باد توسط چتر به اين‌سو و آن‌سو كشيده مي‌شود و در نهايت توسط باد به بيرون صحنه رانده مي‌شود. صداي رعدي شنيده مي‌شود.

نور مي‌رود