درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● نور

نور مي‌آيد. منبع نور متراكم از يك چراغ پايه‌دار است كه نور را از بالا بر سر مردي مي‌تاباند. مرد روي زمين چهار زانو نشسته و به عبادت مشغول است. لحظاتي مي‌گذرد، نور چراغ خودبه‌خود خاموش مي‌شود و مرد درسايه روشن قرار مي‌گيرد.
مرد دست مي‌برد كليد تعبيه شده در پاية چراغ را مي‌زند، چراغ روشن مي‌شود، پس از لحظاتي دوباره خاموش مي‌شود. مرد آن را روشن مي‌كند، اين عمل چندبار تكرار مي‌شود. بالاخره مرد از خير چراغ مي‌گذرد و در سايه روشن صحنه به عبادت خود ادامه مي‌دهد. طوري كه گوئي در خود غرق شده است، آرام آرام نوري ناپيدا بر او مي‌تابد، تابش نور بر رداي آبي مرد جلوة زيبائي دارد. نور كم كم پررنگ مي‌شود به‌گونه‌اي كه انگار منبع نور، خود مرد است. مرد آرام بلند مي‌شود و با شعف مي‌چرخد، مي‌چرخد و مي‌چرخد نور زياد و زيادتر مي‌شود. آرام از دو سوي صحنه چند زن و مرد وارد شده مرد را دوره كرده اطراف او مي‌گردند، درحال چرخش بر محور بدن خود نيز مي‌چرخند. مرد در وسط آنان چون مركز دايره‌اي نوراني، پررنگ و جذاب مي‌چرخد. چرخش جمع را موسيقي موزون زيبائي همراهي مي‌كند. مرد در وسط آرام مي‌ايستد به چرخش آدم‌ها در اطراف خود مي‌نگرد، از اين حالت خوشش مي‌آيد، مي‌ايستد و با غرور به اين َدَوران در اطراف خود مي‌نگرد. چرخندگان از چرخش مي‌ايستند رو به مردِ وسط تعظيم كرده، آرام به سجده مي‌روند، يك‌دفعه كل نورِ صحنه مي‌رود، هم‌زمان سكوت و تاريكي مطلق بر صحنه حاكم مي‌شود.