درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● ورزش‌كار بي‌تقصير

نور مي‌آيد، مرد 1 وارد صحنه مي‌شود. القا مي‌كند به فضاي مفرح يك پارك آمده است. لباس ورزشي به‌تن دارد. يك ضبط صوت پرتابل به‌همراه آورده است. ضبط را زمين گذارده، چند نفس عميق مي‌كشد، آماده ورزش مي‌شود. ضبط را روشن مي‌كند، يك قطعه موسيقي ملايم نرمش پخش مي‌شود، مرد 1 هماهنگ با موسيقي شروع به نرمش مي‌كند، پس از لحظاتي موسيقي آرام آرام تبديل به يك موسيقي ريتميكِ شاد مي‌شود. مرد توقف كرده، نوار را برمي‌گرداند، دوباره روشن مي‌كند، باز موسيقي ملايم شروع مي‌شود و پس از لحظاتي تبديل به يك موسيقي شادِ ريتميك مي‌شود، مرد 1 درحال انجام نرمش مجبور به هماهنگ‌كردن خود با موسيقي مي‌شود، مرد كماكان متعجب است، حركات را ادامه مي‌دهد، تحت ‌تأثير موسيقي مجبور به‌رقصيدن مي‌شود. گوئي رقصيدن خارج از ارادة اوست. او دلش مي‌خواهد نرمش كند ولي موسيقي او را وادار به‌رقص مي‌كند. هرچه تلاش مي‌كند با ريتم موسيقي مقابله كند نمي‌شود. لاجرم دل به دريا زده،‌ اطراف را مي‌نگرد و مطابق موسيقي رقصي را آغاز مي‌كند. كم كم شاد و سرحال مي‌رقصد. مرد 2 در لباس نگهبانِ پارك به مرد 1 نزديك مي‌شود. لحظاتي او را مي‌نگرد. مرد 1 او را نمي‌بيند، مرد 2 خشمگين پخش را خاموش مي‌كند. مرد 1 تازه متوجه حضور مرد 2 مي‌شود و ثابت مي‌ماند، بعد نرمش مي‌كند. مرد 2 قصد دارد مرد 1 را همراه ببرد. مرد 1 با پانتوميم ماجرا را توضيح مي‌دهد، مرد 2 قانع نمي‌شود. مرد 1 براي اينكه ثابت كند، مشكل از موسيقي بوده است نوار را برمي‌‌گرداند بعد آن‌را روشن مي‌كند، موسيقي ملايم نرمش آغاز مي‌شود. مرد 1 منتظر است تا به نقطة تغيير ريتم موسيقي برسد، ولي موسيقي هم‌چنان ملايم ادامه مي‌يابد. مرد 1 متحير مي‌ماند.
مرد 2 مرد 1 را همراه خود مي‌برد. ضبط صوت كماكان موسيقي ملايم را ادامه مي‌دهد.

نور مي‌رود