درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● گمشدگان ابدي

نور مي‌آيد، دو مرد خسته و راه گم‌كرده وارد صحنه مي‌شوند، معلوم است راه زيادي پيموده‌اند، پس از لحظاتي استراحت، قصد حركت مي‌كنند، ولي نمي‌دانند به كدام‌سو بروند، در انتخابِ جهت مردد‌اند، هركدام جهتي را پيشنهاد مي‌كنند، ولي هيچ‌كدام پيشنهاد طرف مقابل را نمي‌پذيرد، درنهايت قرار مي‌گذارند شير يا خط كنند، به‌دنبال سكه‌اي مي‌گردند، مدتي در جيب‌هايشان دنبال سكه مي‌گردند، بالاخره در اوج نااميدي يكي از آنها سكه‌اي را كه از جيب سوراخ كتش به‌داخل آستر فرضي كت رفته پيدا مي‌كند. سكة فرضي را نشان مي‌دهد، آمادة شير يا خط مي‌شوند، آن دو سرنوشت خود را به‌دست تنها سكة موجود سپرده‌اند. يكي از آنها سكه را به‌هوا مي‌اندازد سكه از هوا بازنمي‌گردد، هر دو منتظر مي‌مانند، ولي از سكه اثري نيست، لحظاتي مي‌گذرد، هر دو فكر مي‌كنند سكه به‌زمين افتاده و گم شده است. هر دو شروع به‌جستجو روي زمين مي‌كنند، بالاخره پس از قدري جستجو، درحالي‌كه چهار دست‌وپا روي زمين دنبال سكه مي‌گردند در دو جهت مخالف از صحنه بيرون مي‌روند، پس از خروج آنها نور مي‌رود. لحظاتي بعد در تاريكي مطلق صحنه، صداي فرو افتادن و غلطيدن سكه‌اي شنيده مي‌شود.