درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● عشق تلفني

نور مي‌آيد، زن و مردي در دو طرف صحنه روي دو چهارپاية ساده نشسته‌اند، هر دو مشغول مكالمه تلفني با همديگر هستند، آن دو همديگر را نمي‌بينند، انگار فاصله‌اي دور با هم دارند، صداي آنها را نمي‌شنويم، فقط با پانتوميم اداي حرف زدن عاشقانه را در‌ مي‌آورند طوري با هم صحبت مي‌كنند كه گوئي از شدت عشق بي‌تابند و بدون يكديگر زندگي برايشان معني و مفهومي ندارد. پس از يك گفتگوي عاشقانه با هم به‌سختي وداع مي‌كنند و سپس تلفن‌ها را قطع كرده، لحظاتي به گفتگوي خود فكر مي‌كنند، اشك‌هاي خود را پاك كرده و از جا بلند مي‌شوند، خود را مرتب كرده و به‌طرف هم مي‌آيند.
در وسط صحنه نزديك است به‌هم برخورد كنند، با احترام به‌هم راه مي‌دهند و با حالتي كه انگار ابداً همديگر را نمي‌شناسند از كنار هم رد شده و هركدام از يك طرفِ صحنه بيرون مي‌روند.

نور مي‌رود