درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● ديدن يا نديدن

نور مي‌آيد، صحنه خالي است، پس از لحظاتي صداي عصازدن دو نفر از دو سوي صحنه شنيده مي‌شود. سپس دو مرد نابينا عصازنان از دو سمت صحنه وارد مي‌شوند، يكي لباس سفيد به‌تن دارد با عينكي سياه به‌چشم، ديگري لباس سياه يك‌دست به‌تن دارد با عينكي سفيد به‌چشم. هر دو عجله دارند، در وسط صحنه با شتاب به‌هم برخورد مي‌كنند. در اثر اين برخورد، هر دو نقش زمين مي‌شوند و عينك‌هاي هر دو به زمين مي‌افتد، هر دو كورمال به‌دنبال عينك‌هاي خود مي‌گردند، پس از لحظاتي جستجو هر يك عينك ديگري را برداشته به‌چشم مي‌زند، هر دو بينا مي‌شوند، از جا بلند شده با احترام با يكديگر دست داده، خاك از لباس مي‌زدايند و به‌حالت عذرخواه، اطراف را با كنجكاوي مي‌نگرند، هر دو ولع ديدن دارند، سپس از هم با نهايت نزاكت خداحافظي كرده هركدام به‌سوئي مي‌روند، درحالي‌كه با عصا‌ها بازي مي‌كنند، در لحظة خروج از صحنه هر دو مي‌مانند، ياد چيزي مي‌افتند، هر دو برمي‌گردند، به‌هم مي‌رسند، عينك‌هايشان را كه عوضي برداشته‌اند رد و بدل مي‌كنند. هركدام عينك‌هاي اوليه را به‌چشم مي‌زنند، باز هر دو نابينا مي‌شوند. بعد عصازنان در دو جهت مخالف از صحنه بيرون مي‌روند.

نور مي‌رود.