نور ميآيد، مرد در صحنه، با حركات پانتوميم القا ميكند گيتاري از داخل جعبه بيرون ميآورد. اطراف را مينگرد. گيتار را در بغل گرفته و شروع به نواختن گيتار فرضي ميكند، بهمحض نواختن، بهجاي صداي گيتار، صداي جيغ زني بهصورتاپرائي به گوش ميرسد. قطع ميكند. اطراف را مينگرد. دوباره آغاز ميكند. باز صداي جيغ صحنه را پُرميكند. مرد اين عمل را چند مرتبه تكرار ميكند. باز همين اتفاق ميافتد، مرد از جا بلند شده بهگوشهاي از صحنه ميآيد، زني درحال كارِ خانه حضور دارد، مرد با اعتراض به زن ميفهماند مزاحم كار او نشود. زن با حالت پرخاش او را مخاطب قرار ميدهد. مرد عصباني شده با يك وسيلة فرضي زن را ميزند، زن جيغ ميكشد ولي بهجاي صداي جيغ صداي خوش گيتار از او شنيده ميشود. مرد تعجب ميكند. به زدن ادامه ميدهد. صداي گيتار شنيده ميشود. مرد متعجب برميگردد. گيتارش را ميزند، صداي جيغ ميآيد، مرد گيتار فرضي را رها ميكند و شروع به زدن خودش ميكند، صداي گيتار و جيغ اپرائي زن، تلفيق شده صحنه را پُرميكند، هرچه مرد بيشتر خودش را ميزند. صداها بالاتر ميرود.
نور ميرود. صداها ادامه دارد. در تاريكي به صداي گيتار و جيغ زن صداي فريادهاي اپرائي مرد نيز افزوده ميشود.





