نور ميآيد، در گوشة صحنه چهار نفر در يك رديف در عرض صحنه ايستاده در خط شروع مسابقه دو منتظرند، يكي از اين چهار نفر قدري فربهتر است. يك نفر در هيبت داور در عمق صحنه روبهروي تماشاگران ايستاده است، در سوت فرضي خود ميدمد مسابقة دو آغاز ميشود. قرار است عرض صحنه را طي كنند، هر چهار نفر بهصورت حركت آهسته ميدوند، مرد فربه عقب ميماند. داور ميبيند، در سوت ميدمد.
آنها را متوقف كرده، مجبورشان ميكند، برگردند و مجدداً از نو آغاز كنند. مجدداً با سوت داور، مسابقه آغاز ميشود. باز مرد فربه عقب ميماند. داور مسابقه را قطع ميكند. نزد آنان رفته، به پاي سه نفر طنابي فرضي ميبندد. مرد فربه را نميبندد.
همه آماده ميشوند. داور در سوت ميدمد، مسابقه آغاز ميشود. باز عليرغم اينكه سه نفر پا بسته بهصورت ورجه ورجه ميدوند، باز مرد فربه عقب ميماند. داور در سوت دميده، مسابقه را متوقف ميكند. اينبار سه نفر را از بازي خارج ميكند. تنها مرد فربه در صحنه مسابقه است داور در سوت ميدمد، مرد فربه با جانكندن بسيار مسافت مسابقه را طي ميكند. داور او را برنده اعلام ميكند و آن سه نفر را كه مات ومبهوت ناظر اين اتفاقاند مجبور به تشويقكردن برنده ميكند. آنها حيران تشويق ميكنند، مرد فربه، مثل يك قهرمان از مقابل آن سه تن عبور ميكند. از شدت غرور و اعتماد بهنفس يك لحظه يك سكندري كوچك ميخورد. به توصية داور سه مرد، بهدنبال فرد فربه از صحنه خارج ميشوند.
نور ميرود.





