درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● بهترين انتخاب

نور مي‌آيد. در صحنه ميله‌اي وجود دارد. روي آن ده كراوات سفيدِ يك دست و شبيه به هم آويزان است. مرد آراسته و تميز، درحالي‌كه پيراهن سياهي به‌تن دارد وارد صحنه مي‌شود. سراغ رديف كراوات‌ها مي‌آيد. يكي را به‌سختي از بين آنها انتخاب مي‌كند، آن را به يقه‌اش مي‌بندد. رو به‌طرف تماشاگران، خود را در آئينه‌اي فرضي نگاه مي‌كند. مطابق ميلش نيست، آنرا باز كرده به كناري مي‌اندازد. باز به‌سختي يكي ديگر را انتخاب مي‌كند، به يقه مي‌بندد، در آينه فرضي مي‌نگرد، باز دوست ندارد، آن را نيز باز كرده به گوشه‌اي مي‌اندازد. با وسواس و دقت در بين كراوات‌ها جستجو مي‌كند. زني وارد صحنه مي‌شود. با شور و شادي براي مرد هديه‌اي آورده است، به مرد مي‌دهد. مرد آن را گرفته، با قدرشناسي تشكر مي‌كند. آن را باز مي‌كند، يك كراوات سفيد، شبيه بقيه داخل آن است با علاقه و شور اظهار شادماني مي‌كند، آن را به يقه مي‌بندد، خود را درآينه فرضي مي‌بيند، راضي است. كتش را مي‌پوشد و شادمان همراه زن صحنه را ترك مي‌كند.
نور مي‌رود.