درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● ماسك

نور مي‌آيد. دو نفر در صحنه حضور دارند. هر دو ماسك‌هاي شبيه به‌هم بر صورت دارند. از نظر اندام و فيزيك ظاهري كاملاً شبيه هم هستند، حركات و رفتارهاي آن دو نيز يكسان است. هر دو هم‌زمان به ساعت‌هايِ‌شان مي‌نگرند، به همديگر مي‌نگرند. باور نمي‌كنند اين‌قدر شبيه هم هستند. حالتي دارند كه انگار يكي از آنها در آينه، خود را ديده است. فرد سوم وارد صحنه مي‌شود، او علي‌رغم اين‌كه از نظر فيزيك بدني با دو نفر قبلي يكسان است ولي ماسك چهرة زني را بر صورت زده است هر دو نفر قبلي مشتاقانه به سوي او مي‌روند، سومي مي‌ايستد، مكث مي‌كند، نمي‌تواند بفهمد با كدام‌يك از آن دو نفر قرار داشته است. از آن‌دو مي‌خواهد ماسك‌هاي خود را بردارند. هر دو بلافاصله ماسك‌هاي خود را برمي‌دارند، در زير هر دو ماسك، ماسك‌هاي ديگري است كاملاً شبيه ماسكي كه فرد سوم به ‌صورت ‌زده است. هر سه نفر كاملاً‌ شبيه هم هستند. كار براي هر سه مشكل مي‌شود. فرد چهارمي وارد صحنه مي‌شود با ماسكي متنفاوت. يكي از آن سه نفر از فرد چهارم كمك مي‌طلبد، فرد چهارم لحظه‌اي فكر مي‌كند، از سه نفري كه ماسك زن دارند مي‌‌‌خواهد ماسك‌هاي خود را بردارند. هر سه ماسك‌هاي خود را برمي‌دارند. در زير هر سه ماسك، ماسك‌هائي شبيه ماسك فرد چهارم وجود دارد، هر چهار نفر شبيه هم مي‌شوند، قاطي مي‌شوند، هرچهار نفر منتظر مي‌مانند، فرد پنجمي مي‌آيد، با ماسك متفاوت، همين اتفاق در مورد او هم مي‌افتد، در نهايت پنج نفر با ماسك‌هاي شبيه پنجمي، در يك صف روبه‌روي تماشاگران مي‌ايستند، منتظر نفر ششم... لحظاتي مي‌گذرد.
نور مي‌ورد.