درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● كتابخوري

نور مي‌آيد. مرد 1 در هيبت فروشندة مواد غذائي، پشت يك ميز ساده ايستاده است. با پانتوميم القا مي‌كند درحال عرضة مواد غذائي است، حتي در موقع كار از بعضي مواد غذائي فرضي تكه‌هائي را برداشته و با اشتها مي‌خورد، پس از لحظاتي مرد 2 وارد صحنه مي‌شود. كتاب قطوري در دست دارد. مرد 1 محصولاتش را به او معرفي مي‌كند، مرد 2 القا مي‌كند بسيار گرسنه است و پولي براي خريد مواد غذائي ندارد، آمده است تا كتاب را بدهد و در ازايش مقداري خوراكي بگيرد. مرد 1 چنين برداشت مي‌كند كه مرد 2 مي‌خواهد از شدت گرسنگي كتاب قطور را بخورد، نمي‌تواند، با خوشروئي كتاب قطور را از او مي‌گيرد، و در عوض آن چند جلد كتاب جيبي كوچك را به‌ او مي‌دهد. مرد 1 القا مي‌كند كتاب نمي‌خواهد. خوراكي مي‌خواد. مرد 1 يك جلد از كتاب‌ها را گرفته، مقابل او گاز مي‌زند و مي‌خورد و به مرد 2 مي‌فهماند اين كتاب‌ها خوراكي هستند و بسيار هم خوشمزه‌اند. مرد 2 با حيرت و تعجب كتاب گاز زدة مرد 1 را از او مي‌گيرد، با احتياط به آن گاز كوچكي مي‌زند، مي‌جود. به نظرش لذيد و خوشمزه مي‌آيد، بلا فاصله بقيه كتاب را هم مي‌خورد بعد درحال خوردن ساير كتاب‌هاي جيبي، از مرد 1 تشكر كرده و از صحنه بيرون مي‌رود. مرد 1 راضي از كارش مجدداً سرگرم مرتب كردن اجناس فرضي روبه‌رويش مي‌شود.
نور مي‌رود.